Tuesday, December 07, 2004

پوزش می خواهم ، پس من هستم

هفته گذشته توی وبلاگ با یکی دوتا از دوستان شوخی کردم که فکر می کنم از دست من دلخور شدند.خب من هم رسما از آنها عذرخواهی می کنم و اعلام می دارم که پوزش می خواهم، پس من هستم. راستیاتش خیلی دوست داشتم یه موقعیتی پیش بیاد یه خورده افاضه فضل و خودنمایی کنم و این جمله قصار را هم به همین مناسبت درافشانی کردم. فکر می کنم باید از آقای ایکس و خانم وای ممنون باشم که این فرصت رو به من دادند . همه این حرفا شوخیه و برا تمدد اعصاب، آخه از صبح تا حالا آنقدر سرم شلوغ بوده که دوست دارم خودم رو از ارتفاع طبقه نهم کتابخونه پرت کنم پایین. خب بریم سر اصل مطلب ، راستی اصل مطلب چی بود..... آها یادم اومد اخبار و وقایع دانشکده. این هفته چهار نفر از خانمهای همکلاسی مقاله خودشون رو سر کلاس دکتر علومی ارائه دادند این چهار نفر خانمها چنگیز، کرمی ، اسعدی و شریف بودند. هفته بعد هم نوبت منه. دوشنبه این هفته از صبح ساعت هشت تا ساعت پنج عصر کلاس داشتیم ، فکر می کنم به خاطر این ما رو از صبح تا شب مشغول کردند که نریم تو خیابون و تظاهرات کنیم آخه دیروز شانزده آذر بود. حالا اگه عرضه این کارها رو هم داشتیم یه چیزی!!!اما در کنار خستگی دیروز کلاس آمار خیلی با حال بود و کرکر خنده بود. خدا کنه این خنده ها سر امتحان گریه نشن
فعلا برا امروز کافیه
بای

Comments: Post a Comment

<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?