Tuesday, November 09, 2004

اندر احوالات آزمون كارشناسي ارشد

بالاخره پس از چند سال تلاش و مرارت و البته با كمك خدا موفق شدم از سد وحشتناك آزمون كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني دانشگاهها و موسسات آموزش عالي كشور بگذرم. حالا ديگه دانشجوي ارشد هستم و كسي نمي تونه بگه چون نمي تونه قبول بشه نسبت به نوع سوالات و ضرايب آنها شاكيه. راستش رو بخواهيد تا حالا چندين بار به مناسبت هاي مختلف نسبت به نوع سوالات گله كرد ه ايم آخه يكي نيست بگه سوالات فلسفه و ادبيات و... چه ربطي به متون تخصصي كتابداري داره؟ البته هستند عده اي كه هنوزاز همون تفكر سنتي كه كتابدار بايد از همه چيز مطلع باشه دفاع مي كنند. اين ها متاسفانه هنوز نمي خواهند قبول كنند كه بابا كتابداري و اطلاع رساني هم برا خودش يك رشته تخصصيه . اگه اينطور نبود كه تدريس آن تا سطح دكترا تصويب نمي شد. اين آزمون فوق ليسانس كتابداري واقعا چيز عجيبيه ، سوالات معارف اسلامي اونهم در آزمون تحصيلات تكميلي كه قراره سواد علمي متقاضيان سنجيده بشه يه نموره غريبه. گفتم سواد يه چيزي يادم اومد. اصلا تا حالا با خودتون فكر كرديد كه اين آزمون تا چه حد سواد سنجه؟ اصلا سواد سنجه يا حافظه سنج؟ بابا من با اين عقل ناقص و سواد پايينم متوجه شدم كه وظيفه كتابدار يا بهتر بگوييم اطلاع رسان شناسايي نياز اطلاعاتي كاربر و مرتفع نمودن اين نيازه حالا اينكه اين نياز چقد با استفاده از حافظه رفع ميشه خودش مطلبيه جدا. تازه ما
هر قدر هم كه به حافظه خود بنازيم باز هم به گرد پاي رم و رام كامپيوترببخشيد رايانه نمي رسيم
البته دستش درد نكنه جناب آقاي دكتر داور پناه در شماره اخير فصلنامه كتاب مقاله اي داره كه به بررسي اين موضوع يعني سوالات آزمون كارشناسي ارشد كتابداري و اطلاع رساني پرداخته ، اما دكتر جون گوش اگر گوش بعضي ها و ناله اگر ناله ما ، آنچه البته به حايي نرسد فرياد است
عزت زيات

Comments: Post a Comment

<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?